منجی

( بسوال تو چو درماند بگوید به نشاط

بر پیمبر صلواتی خوش خواهم به آواز )



قالب های مذهبی

بیشتر

پروژه های مذهبی

بیشتر

آیه روز :

سوره آیه »


دسته بندي ها


مرجئه

مرجئه، گروهی از فرقه های اسلامی هستند که معتقدند. معصیت کردن، ضرری به ایمان انسان نمی زند، و با کفر، طاعت خداوند سودی ندارد. به این گروه مرجئه می گویند، چون بر این باور هستند که خداوند عذاب دادن آنان را تأخیر انداخته است. مجمع البحری، ج ۱، ص ۱۷۷٫


بشیر ابن اراکه نبّال. روایت کرده که امام باقر (علیه السّلام) فرمود: «ویحَ هذه المرجئهِ إلی مَنْ یلجؤونَ غداً إذا قامَ قائمنا؟». قلت: «إنّهمْ یقولونَ: لوْ قدْ کان ذالک کُنَّا و أنتمْ فی العدلِ سواءً.». فقال: «منْ تابَ تابَ اللهُ علیهِ، ومَنْ أسَرَّ نفاقاً فَلا یَبْعُدَ اللَّهُ غیرهُ ومنْ أظهَرَ شَیئاً أهْرَقَ اللهُ دَمَهُ.». ثُمَّ قال: «یَذْبَحُهُمْ – وَالَّذی نفسی بِیَدِهِ! کَما یَذبَحٌ القَصَّابُ شاتَهُ.» و أوْ مَأَبِیَدِهِ إلی حَلْقِهِ -…»


حضرت فرمود: «وای به حال مرجئه، هنگامی که قائم ما قیام کند، به چه کسی پناه خواهند برد؟». راوی گفت: «می گویند: در آن هنگام که ما و شما در برابر عدالت یک سان خواهیم بود.». فرمود: «هر یک از آنان توبه کنند، خدا، از او می گذرد و اگر در درون خود نفاق و دورویی داشته باشد، خداوند، جز او کسی را تبعید و آواره نمی کند و اگر چیزی از آن نفاق را آشکار سازد، خداوند خونش را خواهد ریخت.». سپس فرمود: «سوگند به ان که جان ام در دست او است! همچنان که قصاب، گوسفندش را سر می برد، آنان را خواهد کشت.» و یا دست به پیشانی اشاره کرد.


یا لثارات الحسین

«یا لثارات الحسین»، شعاری است که همیشه در خون شیعه می جوشد:

(بیایید به طلب خون حسین!). این شعار شور آور، از ظهر عاشورا، از درون خاک خونین کربلا برخاست و همین شعار است که شورشیان دوران شورش بزرگ، شورش مهدی (عج) نیز، سر خواهند داد.
امام جعفر صادق علیه السّلام می فرماید: «… یاران مهدی، مردانی هستند پولاددل، و همه وجودشان یقین به خدا، مردانی سختتر از صخره ها… این مردان، تنها از خدا می ترسند، و فریاد «لا اله الّا الله»، آنان بلند است. و همواره در آرزوی شهادت و کشته شدن در راه خدایند. شعار آنان: «یا لَثاراتِ الحسین علیه السّلام» است. («بحار الانوار»، ج ۵۲، ص ۳۰۸)
 

به احترام شهادت سرور و سالار ما امام حسین ( ع ) تا شب هفتم امام مطلبی در سایت قرار نمی گیرد


اشعار صفی علیشاه

بر باد داده زلف مجعد را
در بند کرده عقل مجرد را

گر پی بری به لعل روان بخشش
باور کنی حساب مؤید را

در پیرهن لطافت اندامش
باشد گواه روح مجسد را

روشن علامتی است رخش در زلف
بر غیبت و ظهور محمد (ص) را

قائم (ع) که حق زدود نخستین کرد
دائر به وی ولایت احمد را