منجی

( بسوال تو چو درماند بگوید به نشاط

بر پیمبر صلواتی خوش خواهم به آواز )



دسته بندي ها

پر بازديدترين مطالب


اشعاری در مدح امام زمان

بر دل تیره‏ام ای چشمه خورشید بتاب

دلبرا گر بنوازی‏ بنگاهی ‏ما را   خوشتر است‏ ار بدهی ‏منصب‏ شاهی ‏ما را

بمن بی‏سر و پا گوشه چشمی‏ بنما   که محال است جزاین گوشه پناهی ‏ما را

بر دل تیره‏ام ای چشمه خورشید بتاب   نبود بدتر از این روز سیاهی ما را

از ازل در دل ما تخم محبّت کشتند   نبود بهتر از این مهر گیاهی ما را

گرچه از پیشگه خاطر عاطر دوریم   هم مگر یاد کند لطف تو گاهی ما را

با غم‏ عشق که کوهیست‏ گران بر دل ما   عجب ‏است ار نخرد دوست‏ بکاهی‏ ما را

نه ‏دل آشفته تر و شیفته‏تر از دل ماست   نه جز آن خاطر مجموع گواهی ‏ما را

مفتقر راه بمعموره حسن تو نبرد   بده ای پیر خرابات تو راهی ما را

«کمپانی»

 


اشعار حاج میرزا حبیب الله شهیدی خراسانی در خطاب به امیرالمؤم

یا من هو مظهر العجائب
یا من هو مظهر الغرائب

یامن هو منجز المواعید
یا من هو منجح المطالب،

یامن هو قاتل الطواغیت
یا من هو قامع الکتائب

ای تیغ تو همچو برق لامع
وی تیر تو چون شهاب ثاقب

در وصف مدایح تو عاجز
صد صابی و صد هزار صاحب

 


قصائد و اشعار حسینقلی سلطانی کرمانشاهی

آن پری را آهن هندی زدیبا خیزدا
آهن از دیبا اگر خیزد چه زیبا خیزدا

شمش یک نوروز یلدا دارد از گشت بروج
و زدو زلف او بنوزوری دو یلدا خیزدا

زیر و بالا گر شود مژگان او بر گرد چشم
راست گوئی اهو از مشک مطرا خیزدا

ای که گفتی مردگان را داد جان نطق شیخ
جان از آن شیرین دهان روح بخشا خیزدا

چون خرامان آن مه خورشید منظر بگذرد
دیده بگشا کز نظر بازان چه غوغا خیزدا