منجی

( بسوال تو چو درماند بگوید به نشاط

بر پیمبر صلواتی خوش خواهم به آواز )



دسته بندي ها

پر بازديدترين مطالب


توقیع : توقیع حضرت مهدی (عج) برای جمعی از مردم قم

در کتاب «احتجاج» از شیخ موثق ابوعمر عامرى رحمه الله علیه روایت مى کند که گفت: ابن ابى غانم قزوینى و جماعتى از شیعیان درباره فرزند امام حسن عسکرى علیه السلام گفتگو نمودند. ابن ابى غانم مىگفت: حضرت رحلت فرمود و اولادى نداشت. سپس آنها نامه اى در این خصوص نوشتند و به ناحیه مقدسه فرستادند (تا وکلاى حضرت به آستان مقدسش برسانند) و در آن نامه نوشتند که ما بر سر این موضوع کشمکش نموده ایم. جواب نامه آنها به خط آن حضرت صلوات الله علیه بدین مضمون صادر گشت:
 


توقیع امام زمان به علی بن محمد سمری

شش روز قبل از رحلت سمری، توقیعی از سوی امام دوازدهم (ع) صادر شد که در آن توقیع، صاحب الامر (ع) مرگ نایب چهارم را پیشگویی و زمان مرگ او را نیز تعیین کرده بود. متن توقیع نمایانگر پایان غیبت صغری و انقطاع نیابت خاصه و آغاز غیبت کبری و نیابت عامه می باشد.
این توقیع در بسیاری از کتابهای حدیثی با اختلاف اندکی آمده است، ولی ما این توقیع شریف را از کتاب احتجاج مرحوم طبرسی که مشتمل بر مقدمه ای هم هست، نقل می کنیم و موارد اختلاف را متذکر خواهیم شد.
مرحوم طبرسی می نویسد: «دربانان و سفرایی (یعنی: نواب) که در غیبت صغری مدح بسیاری از آن شده و مورد رضایت امام زمان (ع) بودند، نخستین آنها شیخ موثق ابوعمر و عثمان بن سعید عمری است که ابتداء امام هادی او را به این سمت منصوب و سپس فرزندش امام حسن عسکری (ع) او را ابقاء نمود، و آن مرد بزرگ هم، کارهای آن دو امام را در زمان حیات آنها به عهده گرفت و بعد از آن دو بزرگوار، قیام به انجام کارهای امام زمان (ع) نمود؛ توقیعات و جواب مسائل شیعیان هم، به دست او صادر می گشت. زمانی که عثمان بن سعید به جوار حق پیوست، فرزندش محمد بن عثمان به جای وی نشست، و رسیدگی به همه کارهای او را به عهده گرفت. وقتی او هم وفات یافت، ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی جانشین وی گردید، و بعد از درگذشت وی ابوالحسن علی بن محمد سمری به جای او نشست. هیچ یک از اینان، بدین منصب بزرگ نرسیدند؛ مگر این که قبلاً از طرف صاحب الامر (ع) فرمان انتصاب آنها صادر می گشت و شخص قبل از او، جانشین خود را تعیین می نمود؛ شیعیان هم تا معجزه حضرت صاحب الامر (ع) را که دلیل بر راستگویی و صحت نیابت آنها بود، از آنان آشکار نمی شد، گفتارشان را نمی پذیرفتند.
 


توقیعی از امام زمان علیه السلام در رابطه با غیبت کبری

حسن بن احمد می گوید: هنگامی که توقیع مذکور را آخرین سفیر، چند روز قبل از وفاتش بما نشان داد ما نسخه ای از آن را گرفته و از حضورش خارج شدیم، روز ششم در آخرین لحظات حیاتش به حضورش رسیدیم شخصی از او سؤال کرد: بعد از تو چه کسی وصیّ و نائب است؟ علی بن محمّد سمری در پاسخ گفت: لله أمرٌ هُوَ بالِغُهُ: خداوند را فرمانی است که خود رساننده آن است. او این جمله را گفت و از دنیا به دیار باقی شتافت و این آخرین کلامی است که از او شنیده شد.
با رحلت آخرین سفیر دوران غیبت صغری به پایان می رسد و غیبت کبری آغاز میشود پایان بخش این قسمت را ذکر توقیعی از امام زمان علیه السلام در رابطه با غیبت کبری قرار می دهیم.
«وَ لَو أنّ أشیاعَنا، وَفَّقَهُم اللهُ لِطاعَتِهِ، عَلی أجتماعِ القُلوب فی الوفاءِ بالعَهدِ القَدیم لَما تَأَخّر عَنهُم الیُمنُ بِلقائنا، وَ لَتَعَجَّلتِ السَّعادهُ بمُساعَدَتنا علی حقِّ المَعرفهِ و صدقها مِنْهُم بنا. فما یَحبِسُنا عَنهُم الّا ما یَتّصِلُ بِنا مِمّا نکرِهُهُ و لا نُوْثرُهُ مِنهُم وَ هُوَ حَسبُنا و نعم الوکیل….
اگر شیعیان ما- که خداوند بر اطاعتش موفقشان بدارد- دلهایشان در وفاء به پیمان ها مُتحّد شود هرگز سعادت زیارت و ملاقات ما از آنها تأخیر نمی افتد. و سعادت شناخت و معرفت حقیقی ما،(برای آنها) به کمک و مساعدت ما زودتر نصیب شان خواهد شد- ما را از شیعیان مان، جُز أعمال ناشایست آنها- دور نکرده است- که اعمال آنها به ما می رسد و ما را اندوهگین می سازد. از خداوند یاری می طلبیم که یاری او ما را بس است و او بهترین وکیل می باشد.