منجی

( بسوال تو چو درماند بگوید به نشاط

بر پیمبر صلواتی خوش خواهم به آواز )



دسته بندي ها


افراد منحرف : مهدی سودانی

 «شیخ محمّد احمد بن سیّد عبدالله» معروف به مهدی سودانی (متمهدی) متولّد سال ۱۸۴۴ میلادی است. وی در حدود سال ۱۸۸۰ میلادی، ادّعای مهدویّت کرد و در سودان علیه مصر و انگلستان قیام نمود و یاران او به زودی در سال ۱۸۵۵ میلادی شهر خارطوم را متصرّف شدند و ویران کردند.
خود وی در سال ۱۸۸۵ در «ام درمان» درگذشت، و پیروانش را «لُرد کیچنر» فرمانده قوای مصر و انگلیس، در سال ۱۸۸۹ شکسست داد. («فرهنگ فارسی معین»، ج ۶، ص ۲۰۵۵)


حسین بن منصور حلاج

از مدعیان دروغین نیابت حضرت مهدی (علیه السلام)

حسین‌ بن منصور حلاج، حدود سال ۲۴۴ ق در قریه «طور» از قرای بیضای فارس (هفت فرسنگی شیراز) زاده شد. وی با پدرش منصور از بیضا، به واسط رفت و آن‌جا علوم اسلامی را آموخت و در بیست سالگی به بصره رفت. مرید صوفی آن سامان شد و به دست او خرقه تصوّف پوشید. در سال ۲۷۰ ق به مکه سفر کرد و از آن‌جا به اهواز رفت و به دعوت پرداخت. حلاج برای دعوت به مذهب صوفیانه خود که جنبه «حلولی» داشت، به ‏مسافرت می‏پرداخت. وی در آغاز، خود را رسول امام غایب و باب آن حضرت معرفی می‏کرد؛ به همین سبب علمای علم رجال شیعه، او را از مدعیان بابیّت شمرده‏اند.
نام او ابوالمغیث حسین‌ بن منصور حلاّج بود که در سال ۳۰۹ ق کشته شد. حلاّج پس از ادعای بابیّت، بر این شد که ابوسهل اسماعیل‌ بن علی نوبختی (متکلم امامی) را در سلک یاران خود در آورد و به تبع او، هزاران شیعه امامی را که در قول و فعل تابع او بودند، به عقاید حلولی خویش معتقد سازد؛ به‌ویژه آن‌که جماعتی از درباریان خلیفه به حلاّج حسن نظر نشان داده و جانب او را گرفته بودند؛


افراد منحرف : احمد بن هلال کرخی

از پیروان اهل بیت و منحرف از مهدویت

احمد بن هلال، اهل روستای بزرگی از منطقه «نهروان» بود که میان واسط و بغداد قرار دارد. گفته شده است وی از یــاران حضــرت هــادی‏ (علیه السلام) یــا امـام عسکری‏ (علیه السلام) بود. وی مشهور به غلو و مورد لعن ونفرین ابدی است.
نخست از افراد مورد اطمینان حضرت عسکری‏ (علیه السلام) و از اصحاب ویژه و روایت کننده از امامان معصوم (علیهم السلام) بود. ۵۴ بـار بــه زیــارت خانه خدا رفت که بیست بار آن با پای پیاده بود، امّا دچار کــژی شد؛ بــه گــونه‏ای کـه حضرت عسکری (علیه السلام) او را بسیار نکوهش کرد و درباره‌اش فرمود: «از این صوفی ریاکار و بازیگر پروا کنید.»
برخی نیز این جمله را در نکوهش او، از جــانب حضــرت مهــدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دانسته‏اند که در هر حال نشانگر پلیدی و گمراهی این مرد است. او تا زمان نیــابت محمد بــن عثمـان زیست و با سماجت بسیار، سفارت آن جناب را انکار کرد. از حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) درباره لعن و نفرین بر او و لزوم بیزاری از کارهایش توقیعی صادر شد.
بیشتر کتاب‏های رجالی، به او لقب «عَبَرْتایی» ‏داده‌اند. شیخ طوسی در کتاب الغیبه وی را «کرخی» نامگذاری کرده و به او «بغدادی» نیز گفته شده است.
احمد بن هلال تا آخر سفارت نایب نخست، دچار کژی نشده بود؛ ولی پس از وفات عثمان‌‌ بن سعید، در نایب دوم شک کرد و نیابت او را نپذیرفت.
شیعیان هم پس از برکناری، او را نفرین شده دانسته و از وی دوری جستند. پس از مرگ وی، توقیعی از ولی عصر (علیه السلام) صادر شد: